همنوایی شبانه

جایی که توش هرچی به ذهنم میرسه مینویسم تا بعد ها یادم نره چی فکر میکردم

ترانه های محلی

همیشه پیش خود ....فکر می کردم چرا در ترانه های محلی اگر وصف زیبایی یار باشد ...این دلبران بیشتر به مناطق خاصی از ایران تعلق دارند...مگر در جاهای دیگر زیبارو وجود نداشته؟؟!!(حتی یک نفر!)...........

به این نتیجه رسیده ام که عشق به وجود می آید و کاری به کار زیبایی و زشتی نداشته و ندارد (و نخواهد داشت) .......در زمان قدیم که ارتباط محدودتر بود آدمی عاشق می شد و اکنون هم می شود.......اما عاشق چه کسی؟  

همه ی ما در زندگی کسانی را دیده ایم که از آن ها خوشمان آمده ................     به    بعضی واقعا علاقه مند شده ایم.................... ولی ما چگونه به این افراد برخورده ایم؟....آیا غیر از این است که کاملا اتفاقی..........یعنی ممکن بود در زمانی... در جای دیگری قرار بگیریم ........کسانی دیگر را ببینیم و از کسی دیگر خوشمان بیاید.............منظور این است که هیچ برنامه ای برای این که عاشق کسی بشویم نداشته ایم....یعنی نگفته ایم که من حتما باید عاشق آقا یا خانم ایکس بشوم(حتی کسانی که با انگیزه کلاه برداری عاشق می شوند هم دست کم یک بار آشنایی برایشان معنی دیگری داشته است )............آیا  کسی که از او خوشمان آمده واقعا همه ی آن شرایطی را که قبلا در ذهن داشته ایم دارا بوده؟؟!!!.........................به نظر من پاسخ تمامی این سوالات نه است... 

اما چرا این ها را گفتم....و چه ارتباطی بین این دو موضوع بود؟....

همه ی ما می دانیم که ارتباط در زمان قدیم محدود بود...هم ارتباط بین دختران و پسران(اگرچه اعتقاد دارم به این وضعی که نشان می دهند ...فاجعه نبوده......مثال های فراوانی هم موجودند)... و هم ارتباط بین اقوام گوناگون..چنانچه ممکن بود کسی سال ها زندگی کند و به ندرت از مکان زندگی خود خارج شده باشد..........................در چنین شرایطی آدمی تنها افرادی را می دید که در محل زندگی اش بوده اند و با شکل و قیافه ی آن ها خو می گرفت و عادت می کرد....و می دانیم همیشه در هر جامعه ای افرادی زیباتر از دیگران وجود دارند...بنابراین وی هر چه قدر هم که اطرافیان از نعمت زیبایی بی بهره بوده اند از یک نفر بیشتر خوشش می آمد......علاوه بر این باید کمبود  رابطه را به موضوع افزود که باعث می شد افراد سریعتر دلباخته شوند.............نمونه ی زیبای این قضیه داستان معروف "خاله سوسکه" است....مسلما دلیل پر طرفدار بودن خاله سوسکه زیبایی او نیست بلکه تنها دختر شهر بودن دلیل موجه تری است.....که با وجود زیاد زیبا نبودن ..دارای دلباختگان بی شماری است.

با توجه به موضوعاتی که گفته شد ..می بینیم همیشه دلیلی برای ترانه سرایی برای زیبارویی معشوق وجود داشته........پس این فرض که خوشگل ها به جای خاصی تعلق دارند ...غلط است..................

اما چرا بیشتر ترانه های محلی ما به جاهای خاصی تعلق دارد؟؟؟................................به یک دلیل بسیار ساده..................روی ترانه های محلی بقیه ی مناطق کار نشده ......می بینیم که امروز روی موسیقی و ترانه های سیستان کار می کنند و ترانه های سیستانی می شنویم...یعنی وجود دارد....ترانه های یک محل یعنی آداب و رسوم یک منطقه...یعنی تاریخ یک دیار ...یعنی مردم یک نقطه از ایران و افکارشان..........به نظر من با دقت در ترانه های محلی می توان شناخت خوبی از سرگذشت و فرهنگ مردم به دست آورد...

این هم تکه ای از یک ترانه که به تازگی پیدا کرده ام...می بینیم که به سادگی می توان به روحیه ای که در بعضی مناطق وجود داشته که طبق آن دختر مورد علاقه شان را در صورت مخالفت دیگران با ازدواجشان  می ربودند (البته علاقه دو طرفه بوده) پی برد....

جونمو نثار کردم                       قربون یار کردم

لیلی سوار ترکم                      ترک دیار کردم

 اما به دلیل این که بعضی مناطق در ایران فراموش شده اند و به هیچ عنوان و در هیچ زمینه ای به آن ها رسیدگی نمی شود در این زمینه هم عقب افتاده اند......این فراموش شدگی تنها به دلیل غفلت دولت ها نیست(اگرچه عامل اصلی است)و به مردمان دیگر مناطق نیز مربوط است..... ما اگر کشوری آباد می خواهیم که اتحاد در آن برقرار باشد  باید به این مناطق رسیدگی کنیم.....این جاها که کم هم نیستند متاسفانه در نظر بیشتر مردم هم فراموش شده اند و اگر بشنوند که به فلان جا رسیدگی می شود اعتراض می کنند که برای چه به آن جا بیشتر و به ما کمتر....در حالی که به تفاوت زمین تا آسمان این مناطق با محل سکونتشان فکر نمی کنند..................

از هر دری سخنی:

۱)  شما رو به خدا هر چی می بینین یا می شنوین باور نکنین ...یکیش سریال مزخرف "شهریار"...

هرکه ندونه فکر میکنه اون شعرها در مدح  رضا شاه  و  شاه  و  فرح  و  ولیعهد  و   خمینی  و.....  را  عمش گفته...........ضمنا من قرابت فکری بین میرزاده عشقی و عارف  و ایرج میرزا و این بنده خدا نمیبینم که شدن یار غار همدیگه...........که شهریار با   ایرج جان   و   عشقی جان و...... صداشون کنه................و این که میرزاده عشقی توسط دو نفر آدم در گرگ و میش صبح جلوی خانه اش ترور شد نه اون جوری که نشون دادن...........................تحریف های فیلم این قدر هست که خودش کتاب بشه

 ۲) باور بفرمایید هرکسی فکر کنه و اندیشه داشته باشه روشن فکر نیست...میتونه کوته فکر هم باشه.

۳)"یوگسلاوی رو میبین؟؟.............با این وضع چندین سال آینده خودمون رو ببینین..

۴)پایان نامه مونده...اگه برای خودتون دعا می کنین..ما رو هم فراموش نکنین..

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 3:37  توسط لجباز  |